تبلیغات
hello baby

hello baby
نویسندگان
iseedeadpeople - Remove fog of war
allyourbasearebelongtous - Instant victory
somebodysetupusthebomb - Instant defeat
thereisnospoon - Unlimited mana
whosyourdaddy - God mode
strengthandhonor - Disable defeat conditions
itvexesme - Disable victory conditions
greedisgood - Receive 500 gold and lumber
greedisgood # - Receive # gold and lumber
keysersoze - Receive 500 gold
keysersoze # - Receive # gold
leafittome - Receive 500 lumber
leafittome # - Receive # lumber
pointbreak - Removes food limit
warpten - Speeds construction of buildings and units
iocainepowder - Fast death/decay
whoisjohngalt - Fast research
sharpandshiny - Research upgrades
synergy - Disable tech tree requirements
riseandshine - Set time to dawn
lightsout - Set time to dusk
daylightsavings - Set time of the day
daylightsavings - Toggle daylight progression
motherland - Level select
thedudeabides - Cool down
ادامه مطلب

طبقه بندی: عمومی،
[ شنبه 12 شهریور 1390 ] [ 11:07 ق.ظ ] [ swan golden ]

کابینه زندگی مشترک:

زن=وزیر سلب آسایش

، شوهر= وزیر کار ،

 مادر زن= وزیرجنگ ،

مادر شوهر=وزیر

اغتشاشات ،

 خواهر زن= جاسوس دو جانبه ،

 خواهر شوهر= وزیراطلاعات و بازرسی

پدر زن= وزیر ارشاد ،

 پدر شوهر= رئیس تشخیص مصلحت !




طبقه بندی: طنز،
[ یکشنبه 30 مرداد 1390 ] [ 01:26 ب.ظ ] [ swan golden ]

 

 

 

 

 

 

برای دیدن ادامه عکس ها به ادامه مطلب مراجعه کنید


ادامه مطلب

طبقه بندی: حیوانات، عکس،
[ یکشنبه 30 مرداد 1390 ] [ 01:19 ب.ظ ] [ swan golden ]
باران میبارید. درِ مطب دکتر به شدت به صدا درآمد. دکتر گفت در را شکستی! بیا تو. در باز شد و دختر کوچولوی نه ساله ای با شنلی قرمز که خیلی پریشان بود به طرف دکتر دوید و گفت : آقای دکتر! مادرم! مادرم! و در حالی که نفس نفس میزد ادامه داد : التماس میکنم با من بیایید، مادرم خیلی مریض است…..

دکتر گفت:باید مادرت را اینجا بیاوری، من برای ویزیت به خانه کسی نمیروم. دختر گفت : ولی دکتر، من نمیتوانم، اگر شما نیایید او میمیرد! و اشک از چشمانش سرازیر شد.دل دکتر به رحم آمد و تصمیم گرفت همراه او برود. دختر، دکتر را به طرف خانه راهنمایی کرد، جایی که مادر بیمارش در رختخواب افتاده بود. دکتر شروع کرد به معاینه و توانست با آمپول و قرص، تب او را پایین بیاورد و نجاتش دهد. او تمام شب را بر بالین زن ماند، تا صبح که علایم بهبودی در او دیده شد. زن به سختی چشمانش را باز کرد و از دکتر به خاطر کاری که کرده بود تشکرکرد. دکتر به او گفت : باید از دخترت تشکر کنی، اگر او نبود حتماً میمردی! مادر با تعجب گفت : ولی دکتر، دختر من سه سال است که از دنیا رفت!! و به عکس و شنل قرمز دخترش در رخت آویز اشاره کرد..دکتر به طرف شنل رفت لمس کرد شنل خیس بود. به عکس نگاه کرد پاهای دکتر سست شد. این همان دختر بود! یک فرشته کوچک و زیبا




طبقه بندی: فرشته،
[ یکشنبه 30 مرداد 1390 ] [ 01:11 ب.ظ ] [ swan golden ]
کودکی که آماده تولد بود نزد خدا رفت و از او پرسید:می گویند فردا شما مرا به زمین می فرستید، اما من به این کوچکی وبدون هیچ کمکی چگونه می توانم برای زندگی به آنجا بروم؟

 

خداوند پاسخ داد: در میان تعداد بسیاری از فرشتگان،من یکی را برای تو در نظر گرفته ام، او از تو نگهداری خواهد کرد


اما کودک هنوزاطمینان نداشت که می خواهد برود یا نه،گفت : اما اینجا در بهشت، من هیچ کاری جز خندیدن و آواز خواندن ندارم و این ها برای شادی من کافی هستند.


خداوند لبخند زد: فرشته تو برایت آواز خواهد خواند و هر روز به تو لبخند خواهد زد تو عشق او را احساس خواهی کرد و شاد خواهی بود


کودک ادامه داد: من چگونه می توانم بفهمم مردم چه میگویند وقتی زبان آنها را نمی دانم؟...


خداوند او را نوازش کرد و گفت: فرشتهّ تو، زیباترین و شیرینترین واژه هایی را که ممکن است بشنوی در گوش تو زمزمه خواهد کرد و با دقت و صبوری به تو یاد خواهد داد که چگونه صحبت کنی.


کودک با ناراحتی گفت: وقتی می خواهم با شما صحبت کنم ،چه کنم؟


اما خدا برای این سوال هم پاسخی داشت: فرشته ات دست هایت را در کنار هم قرار خواهد داد و به تو یاد می دهد که چگونه دعا کنی.


کودک سرش را برگرداند و پرسید: شنیده ام که در زمین انسان های بدی هم زندگی می کنند،چه کسی از من محافظت خواهد کرد؟


فرشته ات از تو مواظبت خواهد کرد ،حتی اگر به قیمت جانش تمام شود .


کودک با نگرانی ادامه داد: اما من همیشه به این دلیل که دیگر نمی توانم شما را ببینم ناراحت خواهم بود.


خداوند لبخند زد و گفت: فرشته ات همیشه دربارهّ من با تو صحبت خواهد کرد و به تو راه بازگشت نزد من را خواهد آموخت،گر چه من همیشه در کنار تو خواهم بود


در آن هنگام بهشت آرام بود اما صداهایی از زمین شنیده می شد.


کودک فهمید که به زودی باید سفرش را آغاز کند.


او به آرامی یک سوال دیگر از خداوند پرسید:


خدایا !اگر من باید همین حالا بروم پس لطفآ نام فرشته ام را به من بگویید..


خداوند شانهّ او را نوازش کرد و پاسخ داد:


نام فرشته ات اهمیتی ندارد، می توانی او را ...


*** مـادر***


صدا کنی




[ یکشنبه 30 مرداد 1390 ] [ 11:55 ق.ظ ] [ swan golden ]

روزی مردی خواب عجیبی دید، او دید که پیش فرشته‌هاست و به کارهای آنها نگاه می‌کند، هنگام ورود، دسته بزرگی از فرشتگان را دید که سخت مشغول کارند و تند تند نامه‌هایی را که توسط پیک‌ها از زمین می‌رسند، باز می‌کنند، و آنها را داخل جعبه می‌گذارند. مرد از فرشته‌ای پرسید، شما چکار می‌کنید؟

فرشته در حالی که داشت نامه‌ای را باز می‌کرد، گفت: این جا بخش دریافت است و ما دعاها و تقاضاهای مردم از خداوند را تحویل می‌گیریم. مرد کمی‌ جلوتر رفت، باز تعدادی از فرشتگان را دید که کاغذهایی را داخل پاکت می‌گذارند و آنها را توسط پیک‌هایی به زمین می‌فرستند.

مرد پرسید: شماها چکار می‌کنید؟ یکی از فرشتگان با عجله گفت: این جا بخش ارسال است، ما الطاف و رحمت‌های خداوندی را برای بندگان می‌فرستیم.

مرد کمی‌جلوتر رفت و دید یک فرشته‌ای بی کار نشسته است مرد با تعجب از فرشته پرسید: شما چرا بی کارید؟
فرشته جواب داد: این جا بخش تصدیق جواب است. مردمی‌که دعاهایشان مستجاب شده، باید جواب بفرستند، ولی فقط عده بسیار کمی‌جواب می‌دهند. مرد از فرشته پرسید: مردم چگونه می‌توانند جواب بفرستند؟ فرشته پاسخ داد: بسیار ساده فقط کافیست بگویند “خدایا شکر”

 




[ یکشنبه 30 مرداد 1390 ] [ 11:46 ق.ظ ] [ swan golden ]
                                                  داستان کوتاه : داستان زیبا و عبرت انگیز  لیاقت عشق


طبقه بندی: عشق، عکس،
[ یکشنبه 30 مرداد 1390 ] [ 11:36 ق.ظ ] [ swan golden ]

گرانقیمتترین انگشتری های جهان، انگشتری نامزدی است، چون مرد پس از خرید آن تا آخر عمر قسط میدهد (چگورا)




[ یکشنبه 30 مرداد 1390 ] [ 11:19 ق.ظ ] [ swan golden ]

گرانقیمتترین انگشتری های جهان، انگشتری نامزدی است، چون مرد پس از خرید آن تا آخر عمر قسط میدهد (چگورا)




طبقه بندی: نکات آموزنده،
[ یکشنبه 30 مرداد 1390 ] [ 11:18 ق.ظ ] [ swan golden ]
. پنج روش مختلف جهت خاستگاری و ازدواج در 5 دوره مختلف...

2.پیشنهاداتی برای عدم ترشیدگی دوشیزگان محترم ...



در راستای اینكه ازدواج یكی از مواردی است كه امروزه خواب و خیال جوانان پاك و متین شده است، موارد زیر جهت اولین گام برای ازدواج توصیه می شود,

خواستگاری و روشهای آن :

1- مثل زمان ناصر الدین شاه ننه جون و بی‌بی صغرای معروف و آبجی‌جون و خاله اقدس و عمه كلثوم رو مثل گروه بازرسین سازمان ملل راهی خونه‌های مردم كنیم تا دختر بیچاره اونارو با ذره بین كنكاش كنن و هزار و یك عیب روش بذارن و چای و میوه‌ای خورده عزم را برای یافتن دختر شاه پریان جزم نمایند. و همینطور هی برن و هی بیان تا یكی رو اونا بپسندن و شما رو ببرن ببینیدش و تموم.



2- مثل زمان محمدرضاشاه خودتون راه بیفتین توی خیابونای خلوت و تا از یكی خوشتون اومد بریدجلو و خیلی مودبانه باهش آشنا بشید و بعد دستش رو بگیرید ببرید توی یك كاباره و بعد از شنیدن ترانه‌ای از مرضیه ازش درخواست ازدواج كنید و اونم یه لبخند شرم گینانه بزنه و بله رو بگه و بعدااگه دلتون خواست به ماما و پاپا بگین.



3- مثل همین زمان رفتار كنین و برین دانشجو بشین و توی دانشگاه با یكی سر حرف رو باز كنید و بعد كم‌كم ازش خوشتون بیاد و بعد براش نامه بنویسید و یواشكی بهش بدید و دلتون تاپ تاپ كنه و بعد هم بی‌سروصدا عقد بشین و سر كلاس همش به هم نگاه كنید.



4- مثل زمان آینده رفتار كنید و به دوست دخترتون بگین یك نفر براتون پیدا كنه و بعد همراه همون دوست دخترتون یه شاخه گل بخرید و برید خونه طرف و اگه ازش خوشتون اومد چه بهتر و گرنه واسه اینكه دلش نشكنه حداقل باهاش دوست بشید.



5- روش خشن‌تری هم هست كه باید یك شیشه اسید بخرید و برید سر راه طرف و تهدیدش كنید كه یا زنتون بشه یا شیشه اسیدو روی خودتون می‌ریزید. ویا اصلا میشه هیچكدوم ازین دردسرا رو متحمل نشد و مثل آدم، مسیر عادی زندگی رو طی كرد.



پیشنهاداتی برای عدم ترشیدگی دوشیزگان محترم :


1- یقه اولین خواستگار رو بچسبید كه شاید تنها شتر بخت شما باشه.

2- ناز و لفت و لیس رو بذارید كنار.

3- در معرض دید باشید، گذشت اون زمان كه می‌گفتن: من اون دختر نارنج و ترنجم كه از آفتاب و ازسایه می رنجم.

4- سن ازدواج رو بیارین پایین، همون 17 یا 18 خوبه. بالاتر كه برین همچین بگی نگی از دهن می‌افتین.

5- تموم دوست پسراتونو تهدید به ازدواج كنید، اگه موندن چه بهتر، نموندن دورشون رو درز بكشید.

6- دعای باز شدن بخت رو دور گردنتون آویزون كنید، یه وقت كتابشو دور گردنتون آویزون نكنید كه گردن لطیفتون كج می‌شه.

7- پسر‌های فامیل بهترین و در دسترس‌ترین طعمه‌ها هستند، رو هوا بقاپیدشون.

8- رو شكل و شمایل ظاهری پسرها زیاد حساسیت به خرج ندید، پسرهای خوشگل، هستن دچار مشكل...!

9- توی اجتماع بر بخورید، با مردم قاطی شید، با ننه صغرا و بی‌بی عذرا نشست و برخاست كنید، همینا هستن كه شادوماد می‌سازن واستون.

10- یه كم به خودتون برسید، منظورم آرایش و برداشتن زیر ابرو و ریمل و پودر و سایه و كرم شب و روز و ماسك خیار و فر مژه و خط لب و خط چشم و... نیست. حداقل قیافه یه آدم رو داشته باشید.

11- در پوشش دقت كنید، لباس چسب و كوتاه فقط آدمای بوالهوس رو دورتون جمع می كنه، یه پوشش سنگین و اندكی رنگین با حفظ معیارهای دوماد پسند بهترینه.

12- مهمون كه میاد قایم نشید، چای ببرید، پذیرایی كنید، خلاصه یه چشمه بیاین كه بعله ما هم هستیم.

13- سعی كنین از هر انگشتتون هفت نوع هنر بباره كه مامانه بتونه جلوی در و همسایه قر و قمیش بیاد كه دخترم قربونش برم اینجوریه و اونجوریه...


14- تا مامانه و باباهه می‌گن دخترمون دیگه وقته عروسیشه مثل لبوی نپخته سرخ نشین و در برید، در حركات و سكناتتون این نظر رو تایید كنید و دنبالشو بگیرید.


15- بلاخره اگه خدای نكرده می‌خواین جزو اون یك میلیون و هفت صد هزار دختر بی شوهر نباشید (تازه اگه همه پسرای این مملكت دوماد شن، كه نمی شن) هر چی دارید، رو كنید، منظورم اعضا و جوارحتون نیست منظورم كمالات و هنر مندیاتتونه.

16- و اینو بگم كه از هیچ دوره زندگیتون به اندازه وقتی كه با نامزد محبوبتون زیر سایه درخت توی یهپارك خلوت دارید معاشقه می كنید لذت نخواهید برد، حالا به بعدنش كار ندارم.

17- ...و آخرین توصیه اینكه عوض اینكه توی جریانات عشقی خیابونی و زودگذر غرق بشید و مثل كبك سرتونو زیر برف كنید یه خورده به فكر زندگی آینده‌تون بشید و اینقدر از این دست به اون دست نرید
"



طبقه بندی: طنز،
[ یکشنبه 30 مرداد 1390 ] [ 11:07 ق.ظ ] [ swan golden ]

یک مرد بابت یک کالای ۱ دلاری که نیاز دارد ۲ دلار می پردازد

یک زن بابت یک کالای ۲ دلاری که نیاز ندارد ۱ دلار می پردازد ! …

.

.

.

 

تنها انتقامی که می توانی از کسی که زنتان را از چنگ شما

در آورده است بگیری آن است که وی را وادار کنی او را نگاه دارد !

.

.

.

 

راز زندگی مشترک طولانی:

هر هفته به یک رستوران زیبا رفته و در زیر نور شمع، شام شاعرانه ایی را صرف نمایید.

البته جدا از هم.

.

.

.

 

چون دو سال است ازدواج کردم، دیگر از تروریست ها وحشتی ندارم.

.

.

.

 

من در ازدواج شانسی نداشته ام، اولی مرا ول کرد و رفت، و دومی این کار را نکرد.

.

.

.

 

اگر زندگی زناشویت را می خواهی نگاه داری باید در زمانی که

اشتباه کردی اعتراف کرده و در غیر این صورت ساکت باشی !

.

.

.

 

من و همسرم بیست سال شاد بودیم تا آنکه با هم آشنا شدیم.

.

.

.

 

یک زن خوب زمانی که اشتباه می کند، همسر خود را می بخشد.

.

.

.

 

مردی برای یافتن همسر در روزنامه آگهی داد، فردای آن روز صدها نامه برای او آمد که

نوشته شده بود:

می توانید همسر مرا بگیرید.

.

.

.

 

مردی با افتخار گفت: زن من یک فرشته است

مرد دیگری جواب داد: خوش به حالت، زن من هنوز زنده است.

.

.

.

 

نشان داده که فقط ۲۰% مردها عقل دارند

۸۰% بقیه زن دارند !!!

.

.

.

 

مردها بر اثر کمبود عاطفه ازدواج می کنند ، بر اثر کمبود حوصله طلاق می دن

ولی نکته جالب اینه که بر اثر کمبود حافظه دوباره ازدواج می کنند !!!!

.

.

.

 

مردها سه تا آرزو دارن :

- اونقدر که مامانشون می گن خوش تیپ باشن !

- اونقدر که بچه شون می گن پولدار باشن !

و مهمتر از همه اینکه :

- اونقدر که زنشون شک داره زن داشته باشن !!!

.

.

.

 

بیشتر مردان موفقیت شون رو مدیون زن اولشون هستند و

زن دومشون رو مدیون موفقیت شون !!!

.

.

.

 

مرد اولی : امان از دست این زنها !؟ زنم تمام دارائیمو برداشت و رفت !

دومی : خوش به حالت ! زن من تمام دارائی مو برداشت و نرفت !!!

.

.

.

 

زن به شوهر : من احمق بودم که باهات ازدواج کردم !

مرد : عزیزم چرا عصبانی می شی ! خب من هم عاشقت بودم اینو نفهمیدم !!!

.

.

.

 

فرق پیر دختر با پیر پسر:

اولی موفق نشده ازدواج کنه

ولی دومی موفق شده ازدواج نکنه !!!

.

.

.

 

یه ضرب المثل آموزنده هست که می گه :

مردن برای زنی که عاشقشی از زندگی باهاش آسون تره !!!

.

.

.

مرد به زن : عزیزم ممنونم ازت ! تو اعتقاد به دین رو به زندگیم آوردی!

چون من قبل از ازدواج معتقد بودم جهنم اصلا’ وجود نداره !!

.

.

.

زمانی که یک زن که با مردی ازدواج می کند انتظار دارد که او تغییر کند ولی اینگونه نمی شود

زمانی که یک مرد با زنی ازدواج می کند مطمئن است که آن زن تغییر نمی کند و اینگونه می شود

.

.

.

 

یک زن در بحث حرف آخر را می زند

بعد از آن، هر حرفی که مرد بزند، شروع یک بحث جدید است !!!

.

.

.

 

خداوند زن را آفرید تا هیچ مردی به مرگ طبیعی نمیرد !!!

.

.

.

 

قوانین طلائی همسرداری (برای مردان ‎):

قانون اول: باید زنی داشته باشید که در کارهای خانه مثل آشپزی، تمیزکاری، گردگیری و … خوب باشد ‎.

قانون دوم: باید زنی داشته باشید که موجبات سرگرمی و خنده و شادی شما را فراهم نماید ‎.

قانون سوم: باید زنی داشته باشید مورد اعتماد و اطمینان و راستگو‎ .

قانون چهارم: باید زنی داشته باشید که از بودن با او لذت ببرید و باعث آرامش خاطر شما باشد‎ .

قانون پنجم: خیلی خیلی اهمیت دارد که این چهار زن از وجود یکدیگر بی خبر باشند ‎!!!

.

.

.

 

زن .یه به شوهرش میگه: شوهر همسایه هر روز صبح که میخواد بره سر کار زنش رو

میبوسه! تو چرا این کار رو نمی کنی؟

شوهر میگه: آخه من که زنه رو خوب نمی شناسم !!

.

.

.

بچه از باباش میپرسه: بابا، تو بهشت زنها از شوهراشون جدا زندگی میکنند یا باهم هستن؟

باباهه میگه: بچه جون، اگه زنها با شوهراشون یکجا باشن که آنجا دیگه بهشت نمیشه ‎ !!!

.

.

.

 

مرد احساس را کشف کرد و زن عشق را،

مرد کار را کشف کرد و زن خانه داری را،

مرد پول را اختراع کرد و زن خرید را،

از آن زمان، مرد چیزهای بسیار زیادی کشف و اختراع کرد، و زن همچنان در حال خرید است ‎ !!!

.

.

.

 

یک زن نگران آینده است تا زمانی که شوهر کند

یک مرد هرگز نگران آینده نیست تا زمانی که زن بگیرد

یک مرد موفق مردیست که درآمدش بیشتر از مبلغی باشد که زنش خرج می کند

یک زن موفق زنیست که بتواند چنین مردی را پیدا کند

.

.

.

 

برای اینکه با یک مرد شاد باشید باید او را کاملا درک کنید و کمی دوست داشته باشید

برای اینکه با یک زن شاد باشید باید او را کاملا دوست داشته باشید و اصلا سعی نکنید که او را درک کنید

.

.

.

 

مردان متاهل بیشتر از مردان مجرد عمر می کنند در عوض مردان متاهل بیشتر آرزوی مرگ می کنند

.

.

.

 

برنده جایزه نوبل ادبیات در زمان تقدیم جایزه خود به همسرش گفت :

” این جایزه را به همسر عزیزم تقدیم می کنم که با نبودش باعث شد من بتونم این کتاب را تمام کنم ” !

.

.

.


زن خوب مثل دایناسور می مونه که نسلش منقرض شده ولی مرد خوب مثل سیمرغ می مونه که از اول یه افسانه بوده!




طبقه بندی: طنز،
[ شنبه 29 مرداد 1390 ] [ 05:27 ب.ظ ] [ swan golden ]
          


طبقه بندی: عکس، طنز،
[ شنبه 29 مرداد 1390 ] [ 05:10 ب.ظ ] [ swan golden ]
[ شنبه 29 مرداد 1390 ] [ 05:06 ب.ظ ] [ swan golden ]
زن با نگاه خود آتش می افروزد و بیهوده می کوشد تا با اشک خود آنرا خاموش کند (برنارد شاو)


طبقه بندی: نکات آموزنده،
[ شنبه 29 مرداد 1390 ] [ 04:38 ب.ظ ] [ swan golden ]

سلام دوستان.به آدرس زیر برید و به خلیج فارس رای بدید.

در صورت عدم رای کافی نام خلیج فارس در گوگل به خلیج عربی تغییر خواهد کرد

]

 

 

http://www.persianorarabiangulf.com




طبقه بندی: عمومی،
[ شنبه 29 مرداد 1390 ] [ 04:34 ب.ظ ] [ swan golden ]

تعداد کل صفحات : 4 :: 1 2 3 4

درباره وبلاگ

لینک های مفید
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :

فروشگاه اینترنتی ایران آرنا